برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
بازی عجیبی بود! ایران با ژاپن در نیمه نهایی جام ملت های آسیا ۲۰۱۹....
همه امید داشتیم ژاپن رو ببریم اما نفس ها برید...ساق ها سنگین بود و عصبی بودیم. پرخاشگر و بی حوصله...
در عوض ژاپن آروم و ریلکس بود
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری

بعضی آدمها هستند که دوست دارم با تمام وجود بزنم توی دهنشون. بیشترشون هم اطرافیان هستند. شاید مشکل روانی دارم نمیدونم! اما هرچی که هست حس هام خیلی قوی هستش. اینقدر قوی که نمیدونم کی منفجر بشه.
خدا خدش کمک کنه که بتونم از ایران خارج بشم....
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
امشب بالاخره فرصت شد تا با سیستر بشینیم و سریال نهنگ آبی رو ببینیم. من از مدتها قبل خلاصه داستان رو میدونستم و به نقش اول فیلم حس نزدیکی داشتم. قسمت اول به هر دومون چسبید.
در کل اسم نهنگ آبی برگرفته
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
.
الان ساعت چهار صبح هستش و کتاب کلاف ارزوها رو تموم کردم....
کتاب روایت زن و شوهر روستایی هستش که راوی داستان (ژوسلین - خانم) برنده هیجده میلیون دلار در لاتاری میشه. چون درگیر زندگی ساده و کمی فقر ب
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
آدم اگر بی انرژی و منفی باشه، حکم زنبور بی عسل داره!
منفی باشیم هیچ کاری پیش نمیره...
زندگی سخته؟ قطعا سخته! برای همه و در همه حای دنیا...
ما باید ریلکس و با تمرکز بریم جلو...
پ.ن: حرف های به خود! پوپو بشنووووو
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
همین الان پادکست ارون شواترز رو از کانال چنل بی با گفتار عالی علی بندری گوش دادم. این پادکست ۱۴۴ دقیقه بود و طبیعتا چنین زمانی رو نمیتونم در یک وعده صرف کنم و در چند شب تونستم تموم کنم.
موضوع پادکست
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
الان که دارم تایپ میکنم مدام اهنگ دریا آرش و مسیح توی ذهنم و گوشم میام. یادته روزای آخر لب ساحل قدم زنان این آهنگ رو گوش میدادیم؟ یادمه آخرین بار غروب با هم خوندیم و خندیدیم.
خیلی دلم برات تنگ شده... با اینکه عید هرسال میری خونه اما اینبار میدونم بر نمیگردی...
لعنت به درس که نتونستم اوضاع مالیم رو طوری کنم زود ازدواج کنیم...
غر دارم میزنم اما واقعا نمیدونم چ کار کنم... خیلی دلم برات تنگ شده عزیزم :(
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری
کم کم آخرین لحظات سال 97 هم سپری میکنم. در این لحظات مثل همه آدم ها دعاهای کلیشه و البته مهم سلامتی، شادی و موفقیت برای خودم و همه افراد دارم.
مهمترین اتفاقی که برام توی سال جددی می تونه رخ بده اتمام سربازی و خروج از کشور هستش. حداقل خروج از خونه فعلی کمترین حد توقع من از کائنات و خداوند هستش.
خدا کمک کنه بتونم مفید باشم و شاد و ستون!
به امید 98 پر از شادی و موفقیت برای همه :)
برچسب:
نویسنده: میلاد افشاری